ردِ تو
ردِ تو — شهری که هرگز تو را نداشتاگر یک روز از دنیا حذف شوی، چه چیزی واقعاً تغییر میکند؟ آیا کسی حتی متوجه نبودنت خواهد شد؟بعد از یک شکست بزرگ، تصمیم گرفتهای برای همیشه شهرت را ترک کنی. احساس میکنی تمام تلاشهایت بینتیجه بوده و بود و نبودت هیچ فرقی برای کسی ندارد.اما درست وقتی منتظر آخرین قطار ایستادهای، برق ایستگاه قطع میشود.چند ثانیه بعد، چراغها روشن میشوند؛ همهچیز آشناست، اما انگار چیزی درست نیست!دوست صمیمیات تو را نمیشناسد. مغازهای که روزی به راهاندازیاش کمک کرده بودی، هرگز ساخته نشده و زندگی نزدیکترین آدمهایت مسیر دیگری پیدا کرده است.تو وارد شهری شدهای که در آن هرگز به دنیا نیامدهای!در بازی تعاملی «ردِ تو»، وارد یک ماجراجویی احساسی و معمایی میشوی. باید خیابانهای آشنا را دوباره کشف کنی، با آدمهایی روبهرو شوی که هیچ خاطرهای از تو ندارند و رد تصمیمهای کوچک گذشتهات را در زندگی دیگران پیدا کنی.اما ماجرا پیچیدهتر از چیزی است که فکر میکنی! بعضی آدمها بدون تو زندگی سختتری دارند، بعضی موفقتر شدهاند و بعضی فقط مسیر متفاوتی را تجربه کردهاند.کمکم میفهمی حتی کارهایی که خودت فراموش کردهای، ممکن است زنجیرهای از اتفاقات بزرگ ساخته باشند.حالا یک سؤال مهمتر پیش روی توست: اگر فرصت بازگشت داشته باشی، با زندگی ناتمامت چه میکنی؟در «ردِ تو»، قرار نیست بفهمی دنیا بدون تو نابود میشود؛ قرار است کشف کنی گاهی کوچکترین کارهای یک انسان، ردهایی بزرگتر از آنچه تصور میکند بر جای میگذارند.
هفت شب تا درو
هفت شب تا درو — دفاع، سازماندهی و شجاعت جمعیفقط هفت شب فرصت داری روستایی را برای مقابله با غارتگران آماده کنی؛ اما بزرگترین مشکل این است که مردم روستا حتی به یکدیگر اعتماد ندارند!همهچیز از ظهور سه سوار روی تپه آغاز میشود.مردم روستای «دره زرد» خوب میدانند این نشانه یعنی چه: غارتگران در راهاند!فقط هفت شب تا برداشت گندم باقی مانده و اگر محصول امسال به دست غارتگران بیفتد، بسیاری از خانوادهها زمستان را زنده نخواهند ماند.اما روستا نه ارتشی دارد، نه فرماندهای باتجربه و نه مردمی متحد!تو باید کاری کنی که دهها انسان معمولی، با ترسها و اختلافهایشان، به گروهی تبدیل شوند که بتواند از خانه و آینده خودش دفاع کند.در بازی تعاملی «هفت شب تا درو»، وارد یک ماجراجویی تاریخی و استراتژیک میشوی. باید مردم را بشناسی، اختلافها را حل کنی، وظایف را تقسیم کنی، نقشه دفاعی بسازی و از منابع محدود روستا بهترین استفاده را ببری.اما مراقب باش! همه حاضر به همکاری نیستند، بعضی از ترس عقب میکشند و ممکن است کسی که به او اعتماد کردهای، رازی خطرناک را پنهان کرده باشد.هر تصمیم تو بر روحیه مردم، امنیت خانوادهها و سرنوشت نبرد نهایی تأثیر میگذارد.آیا میتوانی در هفت شب، روستایی ترسیده و پراکنده را به جامعهای متحد و شجاع تبدیل کنی؟در «هفت شب تا درو»، بزرگترین قهرمان کسی نیست که بهتنهایی صد نفر را شکست میدهد؛ کسی است که به صد نفر یاد میدهد کنار هم بایستند!
دقیقههای ممنوع
دقیقههای ممنوع — بقا در شهری که زمان را سهمیهبندی میکندتصور کن در شهری زندگی کنی که برای نفسکشیدن آزاد نیستی؛ برای رفتن به مدرسه، سوارشدن به مترو و حتی نجات جان عزیزانت باید از عمرت خرج کنی!به «کرونوس» خوش آمدی؛ شهری در آینده که زمان، باارزشترین پول دنیاست!اینجا ثروتمندان میلیونها دقیقه ذخیره کردهاند، اما مردم محلههای فقیر هر روز با ترس تمامشدن موجودیشان زندگی میکنند. حتی هزینه درمان ممکن است درست وقتی بیشتر به آن نیاز داری، ناگهان چند برابر شود!تو یک تعمیرکار جوان مترو هستی؛ تا اینکه روزی پیرمردی ناشناس ساعتی عجیب به تو میدهد.روی نمایشگر ساعت نوشته شده:۳۰۰٬۰۰۰ دقیقه!پیرمرد زیر لب میگوید: «این زمانها را از مردم دزدیدهاند!» و چند لحظه بعد ناپدید میشود.حالا مأموران دنبالت هستند و تو ناخواسته وارد ماجرایی شدهای که میتواند راز بزرگترین بیعدالتی شهر را آشکار کند.در «دقیقههای ممنوع»، وارد یک ماجراجویی علمیتخیلی و اجتماعی نفسگیر میشوی. باید برای بقا تصمیم بگیری، با صاحبان قدرت مذاکره کنی، متحد پیدا کنی و کشف کنی چگونه یک سیستم اقتصادی میتواند میلیونها انسان را در فقر و وابستگی نگه دارد.اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: اگر تمام دقیقههای دزدیدهشده را به مردم برگردانی، چه تضمینی هست که سیستم دوباره آنها را نگیرد؟اینجا هر تصمیم هزینه دارد و گاهی نجات یک نفر با تغییر سرنوشت یک شهر در تضاد قرار میگیرد.آیا میتوانی در پنج روز، از یک تعمیرکار معمولی به کسی تبدیل شوی که قواعد کرونوس را برای همیشه تغییر میدهد؟در «دقیقههای ممنوع»، بزرگترین ثروت زمان نیست؛ آزادیِ تصمیمگرفتن درباره زمانی است که به تو تعلق دارد!
اوج؛ شهر هزار تکه
اوج؛ شهر هزار تکه — هویت، خواسته، معنا و تمرکزتصور کن روزی بیدار شوی و ببینی پنج نسخه متفاوت از خودت روبهرویت ایستادهاند؛ هرکدام با آرزوها، هدفها و خواستههایی متفاوت! اما کدامیک واقعاً تو هستی؟چشمهایت را باز میکنی. اتاقت پر از برنامههای ناتمام، رؤیاهای فراموششده و اعلانهایی است که حتی یک لحظه رهایت نمیکنند.روی آینه جمله عجیبی نوشته شده است:«تو گم نشدهای؛ پخش شدهای!»ناگهان درِ اتاق به شهری اسرارآمیز باز میشود؛ شهری که انگار از تکههای ذهن و زندگی خودت ساخته شده است!به «اوج؛ شهر هزار تکه» خوش آمدی؛ یک ماجراجویی روانشناختی و فانتزی برای کشف قدرتهای پنهان وجودت!در بازار خواستهها آرزوهایت خریدوفروش میشوند. در شهر هزار رئیس همه میخواهند برایت تصمیم بگیرند. در تالار لذت خوشیهای فوری تو را از هدفهایت دور میکنند و در کارخانه توجه هر حواسپرتی بخشی از قدرت تمرکزت را میدزدد.تو باید با تصمیمهای واقعی، خواستههای اصیلت را کشف کنی، یاد بگیری چگونه تمرکزت را پس بگیری و بفهمی چه چیزی واقعاً ارزش زندگیکردن دارد.اما این شهر یک راز بزرگ دارد: خیابانها، آدمها و حتی مسیرهای خروج، با تصمیمهای تو تغییر میکنند!آیا میتوانی تکههای پراکنده وجودت را کنار هم بگذاری و به نسخهای از خودت تبدیل شوی که واقعاً میخواهی باشی؟در «اوج»، قرار نیست به آدم دیگری تبدیل شوی؛ قرار است خودت را پیدا کنی و تمام قدرتت را در یک مسیر بزرگ به کار بگیری!
اسعد؛ پیش از هجرت
اسعد؛ پیش از هجرت — آمادهسازی یثرب برای مهاجرت پیامبرتصور کن مأموریتی به تو سپرده شود که قرار است مسیر تاریخ را تغییر دهد؛ اما برای انجامش باید شهری را از آستانه جنگ نجات بدهی!مکه را ترک میکنی. هنوز شور دیدار با پیامبر اسلام (ص) در دلت زنده است. در این روایت تاریخی-تخیلی، تو در نقش اسعد بن زراره مأموریتی بزرگ داری:«به یثرب بازگرد و شهر را برای هجرت پیامبر آماده کن!»اما یثرب شهری آرام نیست. دشمنیهای قدیمی میان قبایل هنوز زندهاند، سران شهر برای قدرت رقابت میکنند و یک شایعه کافی است تا دوباره خون در کوچهها جاری شود.هنوز مأموریتت را آغاز نکردهای که خبری هولناک میرسد: یکی از بزرگان قبیلهای کشته شده و مردم برای انتقام آماده میشوند!آیا میتوانی پیش از کشیدهشدن نخستین شمشیر، حقیقت را پیدا کنی و جلوی جنگ را بگیری؟در این ماجراجویی تاریخی تعاملی، خودت در نقش اسعد تصمیم میگیری، با بزرگان قبایل مذاکره میکنی، شبکهای از یاران قابلاعتماد میسازی، شایعهها را بررسی میکنی و برای حل مشکلات مردم راهحل پیدا میکنی.اما مراقب باش! هر قولی که میدهی، هر اعتمادی که به دست میآوری و هر دشمنی که ایجاد میکنی، در روزهای سرنوشتساز آینده دوباره به سراغت خواهد آمد.اینجا قرار نیست فقط تاریخ را بخوانی؛ قرار است در دل یک روایت الهامگرفته از تاریخ، دشواری ساختن اعتماد، برقراری صلح و آمادهکردن یک جامعه برای تحولی بزرگ را تجربه کنی.آیا میتوانی پیش از رسیدن پیامبر، یثرب را از شهری گرفتار کینه و اختلاف، به شهری آماده برای یک آغاز تاریخی تبدیل کنی؟در «اسعد؛ پیش از هجرت»، بزرگترین پیروزی تو فتح یک شهر با شمشیر نیست؛ فتح دلهایی است که باید کنار یکدیگر آیندهای تازه بسازند!
حکیم: اطلس واژههای قرآن
حکیم: اطلس واژههای قرآن — بازی شبکه معنایی، ترجمه و کشف لغاتتصور کن کلمات قرآن ستارههایی باشند که با کشف ارتباط میان آنها، یک آسمان شگفتانگیز پیش چشمانت روشن شود!همهچیز از تاریکی آغاز میشود. ناگهان سه ستاره در برابرت میدرخشند:«عِلْم» — «يَعْلَمُونَ» — «عَلِيم»صدایی مرموز میگوید: «من هیچ خطی میان این ستارهها نمیکشم، مگر اینکه تو دلیل ارتباطشان را کشف کنی!»به «حکیم: اطلس واژههای قرآن» خوش آمدی؛ سفری شگفتانگیز به دنیای کلمات، ریشهها و معناهای قرآن!در این بازی تعاملی، تو یک کاوشگر زبان هستی. باید خانواده واژهها را کشف کنی، ارتباطهای پنهان را پیدا کنی، ترجمهها را مقایسه کنی و با حل معماهای زبانی، شش منظومه بزرگ را روشن کنی.اما مراقب باش! همه ستارههایی که شبیه یکدیگرند، الزاماً معنای یکسانی ندارند! بعضی ارتباطها اشتباهاند و گاهی یک کلمه در دو آیه، با توجه به بافت جمله، معنایی متفاوت پیدا میکند.اینجا قرار نیست فقط لغت حفظ کنی؛ یاد میگیری چگونه از ظاهر کلمات عبور کنی و شبکهای از معناها را ببینی که پیشتر از نگاهت پنهان بوده است.هر کشف تو ستارهای را روشن میکند و هر استدلال درست، بخشی از نقشه عظیم قرآن را آشکارتر میسازد.آیا میتوانی شش منظومه را کامل کنی و به معماری تبدیل شوی که ارتباط پنهان واژهها را میفهمد؟در «حکیم»، هر واژه یک ستاره است؛ اما زیبایی واقعی زمانی آشکار میشود که منظومه معنا را کشف کنی!
شهر نشانهها
شهر نشانهها — بازی مفهومی قرآن، موقعیتهای خاکستری و هنر تشخیصاگر یک حرف کاملاً درست، تو را به تصمیمی کاملاً اشتباه برساند، چه میکنی؟چشمهایت را باز میکنی. داخل متروی شهری ناشناس هستی. هیچکس نمیداند چطور به اینجا آمدهای و روی نقشه فقط هفت ایستگاه روشن است.در جیبت کارتی پیدا میکنی که روی آن نوشته شده:«نشانه را از شعار جدا کن.»قطار در اولین ایستگاه متوقف میشود و تو قدم به شهری میگذاری که همه از ارزشهای بزرگ حرف میزنند؛ اما اتفاق عجیبی در جریان است!کسی به نام توکل، دست از تلاش کشیده؛ فردی برای اجرای عدالت، حق دیگران را نادیده میگیرد و شخصی به بهانه حسنظن، چشمش را روی نشانههای خطر بسته است.چطور ممکن است مفاهیمی به این زیبایی، به تصمیمهایی چنین اشتباه منجر شوند؟در «شهر نشانهها»، وارد هفت ماجراجویی متفاوت میشوی؛ با آدمها گفتوگو میکنی، اختلافها را حل میکنی، رازهای شهر را کشف میکنی و با کمک مفاهیم عمیق قرآن، یاد میگیری چطور در موقعیتهای پیچیده بهترین تصمیم را بگیری.اینجا قرار نیست آیهها را حفظ کنی یا به سؤالهای امتحانی پاسخ بدهی. باید فکر کنی، استدلال بیاوری و گاهی حتی در باورهای قبلی خودت تجدیدنظر کنی.اما مراقب باش! تصمیمهایی که در ایستگاه اول میگیری، ممکن است در ایستگاه هفتم دوباره سر راهت قرار بگیرند.آیا میتوانی راز هفت ایستگاه را کشف کنی و بفهمی چه زمانی، کدام ارزش را چگونه باید به کار گرفت؟در «شهر نشانهها»، دانستن حرف درست کافی نیست؛ هنر واقعی این است که بفهمی چه وقت و چگونه باید به آن عمل کنی!
شبکه پنهان
شبکه پنهان — درام اجتماعی، هوش هیجانی و شایعهتصور کن یک روز صبح از خواب بیدار شوی و ببینی تمام دوستانت رازهایی درباره تو میدانند که حتی خودت از آنها خبر نداری!صبح دوشنبه، یک برنامه ناشناس روی گوشی همه دانشآموزان ظاهر میشود. کنار اسم هر نفر، یک امتیاز و یک راز نوشته شده است. بعضی رازها واقعیاند، بعضی دروغ و بعضی آنقدر به حقیقت شبیهاند که هیچکس نمیداند چه چیزی را باور کند!امتیاز تو؟ صفر!و زیر اسمت یک جمله عجیب نوشته شده است:«تو میدانی چه کسی این برنامه را ساخته است!»مشکل اینجاست که واقعاً هیچ اطلاعی نداری!حالا نزدیکترین دوستت به تو شک کرده، گروههای دوستی از هم میپاشند و هر پیامی که میفرستی ممکن است علیه خودت استفاده شود.به «شبکه پنهان» خوش آمدی؛ یک بازی تعاملی رازآلود که در آن خطرناکترین دشمن تو نه یک هیولاست و نه یک خلافکار حرفهای؛ بلکه شایعهای است که همه باورش کردهاند!در این ماجراجویی اجتماعی، خودت با شخصیتها گفتوگو میکنی، حقیقت را از شایعه تشخیص میدهی، روابط آسیبدیده را مدیریت میکنی و با استفاده از هوش هیجانی، همدلی و تفکر منطقی تلاش میکنی اعتماد دیگران را دوباره به دست بیاوری.اما یک تصمیم سخت پیش روی توست: شاید برای اثبات بیگناهی خودت مجبور شوی رازی را فاش کنی که زندگی دوستت را نابود میکند!آیا میتوانی حقیقت را آشکار کنی، بدون آنکه برای نجات خودت به دیگران آسیب بزنی؟در «شبکه پنهان»، گاهی شجاعانهترین کار، گفتن یک حقیقت نیست؛ محافظت از حقیقتی است که حق نداری فاش کنی!
پروتکل سبز
پروتکل سبز — ماجراجویی محیطزیستی و تفکر سیستمیتصور کن صبح از خواب بیدار شوی و ببینی رودخانه شهرت سیاه شده، صدها ماهی مرده روی آب شناورند و هیچکس نمیداند چه اتفاقی افتاده است!جشن بزرگ شهر قرار بود امروز برگزار شود، اما حالا مردم وحشتزده کنار رودخانه جمع شدهاند. کارخانه کشاورزان را مقصر میداند، کشاورزان شهرداری را متهم میکنند و نتایج آزمایشها هم با یکدیگر تناقض دارند!درست وسط این آشفتگی، پهپادی ناشناس یک شیشه آب آلوده تحویلت میدهد. روی شیشه فقط یک کلمه نوشته شده است:«فردا»این یک هشدار است؟ یک تهدید؟ یا سرنخی از فاجعهای بزرگتر؟در بازی تعاملی «پروتکل سبز»، تو عضو جوان یک تیم تحقیقاتی هستی و فقط پنج روز فرصت داری راز رودخانه را کشف کنی و برای نجات شهر راهحلی پیدا کنی.باید مثل یک دانشمند واقعی نمونهبرداری کنی، دادهها را تحلیل کنی، فرضیه بسازی و ارتباط پنهان میان طبیعت، صنعت، کشاورزی و زندگی مردم را کشف کنی.اما مراقب باش! گاهی راهحلی که امروز رودخانه را نجات میدهد، فردا شهری دیگر را گرفتار میکند. حتی ممکن است همه حقیقت را بگویند، اما هیچکس تمام حقیقت را نداند!اینجا تصمیمهای تو آینده رودخانه، اعتماد مردم و زندگی هزاران موجود زنده را تغییر میدهد.آیا میتوانی پیش از آنکه دیر شود، بفهمی چه چیزی تعادل طبیعت را به هم زده است؟در «پروتکل سبز»، برای نجات طبیعت کافی نیست یک مشکل را حل کنی؛ باید بفهمی همهچیز چگونه به هم متصل است!
بازار صفر
بازار صفر — کارآفرینی، اقتصاد و مذاکرهفقط ۷ روز فرصت داری یک مغازه ورشکسته را به کسبوکاری موفق تبدیل کنی! اما یک اشتباه کوچک ممکن است تمام سرمایهات را نابود کند!شنبه صبح، کلید مغازهای نیمهخالی را تحویل میگیری. حساب بانکیات تقریباً خالی است، اجاره عقب افتاده و صاحبخانه برای گرفتن پولش لحظهشماری میکند.اما درست وقتی فکر میکنی همهچیز تمام شده، یک سفارش بزرگ و وسوسهکننده به دستت میرسد. شاید این همان فرصتی باشد که زندگیات را تغییر میدهد!فقط یک مشکل وجود دارد: ممکن است پرفروشترین هفته زندگیات، آخرین هفته کسبوکارت هم باشد!به «بازار صفر» خوش آمدی؛ یک بازی تعاملی کارآفرینی که در آن باید از صفر شروع کنی، مشتری جذب کنی، قیمت تعیین کنی، با تأمینکنندگان مذاکره کنی و در بازاری پر از رقیب، کسبوکارت را سرپا نگه داری.اینجا خودت پیشنهاد میدهی، قرارداد میبندی و تصمیم میگیری پولت را کجا خرج کنی. هر مشتری رفتار متفاوتی دارد، هر معامله ریسکی پنهان کرده و هر تصمیم تو روی سود، اعتبار و آینده مغازه تأثیر میگذارد.در این ماجراجویی اقتصادی، مفاهیمی مثل سود و زیان، عرضه و تقاضا، مدیریت سرمایه و هنر مذاکره را نه با حفظکردن فرمولها، بلکه با تجربه واقعی تصمیمهای یک کارآفرین یاد میگیری.آیا میتوانی در هفت روز، از یک مغازه در آستانه شکست، کسبوکاری بسازی که واقعاً آینده داشته باشد؟یادت باشد: پول درآوردن یک مهارت است؛ اما ساختن کسبوکاری که دوام بیاورد، هنری بزرگتر!
دادگاه نیمهشب
دادگاه نیمهشب — درام دادگاهی، استدلال و مغالطهفقط چند دقیقه تا آغاز دادگاه باقی مانده، وکیل اصلی ناپدید شده و حالا سرنوشت یک متهم در دستان توست!روی میز، میان انبوه پروندهها، یادداشتی پیدا میکنی که همهچیز را پیچیدهتر میکند:«موکلت بیگناه نیست؛ اما جرمی را که به او نسبت دادهاند، مرتکب نشده است!»پرونده درباره آتشسوزی مرموز آرشیو شهر است. متهم اعتراف کرده شب حادثه آنجا بوده، شاهدی با اطمینان او را شناسایی کرده و مدارک فنی هم علیه اوست. ظاهراً همهچیز روشن است؛ اما چرا ساعتهای ثبتشده با یکدیگر نمیخوانند؟ چرا موکلت بخشی از حقیقت را پنهان میکند؟به «دادگاه نیمهشب» خوش آمدی؛ یک ماجراجویی کارآگاهی و دادگاهی که در آن باهوشترین استدلال تو میتواند از قویترین مدرک دادستان هم مؤثرتر باشد!اینجا خودت شاهدان را بازجویی میکنی، تناقضها را کشف میکنی، مغالطههای پنهان را تشخیص میدهی و با قدرت منطق از موکلت دفاع میکنی. هیچ پاسخ آمادهای وجود ندارد؛ هر سؤال، هر اعتراض و هر کلمهای که بر زبان میآوری میتواند مسیر محاکمه را تغییر دهد.اما حقیقت همیشه ساده نیست. ممکن است شاهدی کاملاً صادق باشد و اشتباه کند؛ یا متهمی واقعاً مجرم باشد، اما نه به جرمی که همه تصور میکنند!آیا میتوانی پیش از نیمهشب حقیقت را آشکار کنی، حتی اگر حقیقت چیزی نباشد که دوست داری بشنوی؟در این دادگاه، پیروزی با کسی نیست که بلندتر حرف میزند؛ با کسی است که بهتر استدلال میکند!
نامهای از قرن دیگر
آکادمی عناصر — فانتزی، جادو و روش علمیتصور کن وارد مدرسهای جادویی شوی که همهچیز در آن از چهار قانون پیروی میکند؛ تا اینکه تو در اولین روز، قانون پنجمی را کشف میکنی که قرار نبوده هیچکس از وجودش باخبر شود!همهچیز با یک طلسم ساده شروع میشود. قرار است شمعی را روشن کنی، اما ناگهان تمام سایههای تالار برخلاف جهت نور به حرکت درمیآیند! استادان وحشتزده به تو خیره میشوند و جملهای مرموز روی دیوار ظاهر میشود؛ جملهای که فقط تو میتوانی ببینی:«قانون پنجم شکسته شده است!»به «آکادمی عناصر» خوش آمدی؛ مدرسهای اسرارآمیز که در آن آتش، آب، خاک و هوا با قوانین جادویی کنترل میشوند. اما پشت دیوارهای این مدرسه، رازی پنهان شده که حتی قدرتمندترین استادان از آشکارشدنش میترسند.تو در این ماجراجویی فانتزی تعاملی، یک جادوآموز معمولی نیستی! باید طلسمهای تازه را آزمایش کنی، الگوهای پنهان را کشف کنی، فرضیه بسازی و با قدرت مشاهده و تفکر علمی، راز جادوی ممنوعه را پیدا کنی.اما مراقب باش! هر آزمایش ممکن است نتیجهای غیرمنتظره داشته باشد، هر کشف میتواند اعتماد استادان را تغییر دهد و گاهی خطرناکترین دشمن تو، باور اشتباه خودت است.آیا میتوانی رازی را کشف کنی که نسلها پنهان مانده، بدون آنکه فاجعه گذشته را تکرار کنی؟در آکادمی عناصر، قدرتمندترین جادوگر کسی نیست که بزرگترین طلسم را اجرا میکند؛ کسی است که بهتر از همه میفهمد جادو چگونه کار میکند!
آکادمی عناصر
آکادمی عناصر — فانتزی، جادو و روش علمیتصور کن وارد مدرسهای جادویی شوی که همهچیز در آن از چهار قانون پیروی میکند؛ تا اینکه تو در اولین روز، قانون پنجمی را کشف میکنی که قرار نبوده هیچکس از وجودش باخبر شود!همهچیز با یک طلسم ساده شروع میشود. قرار است شمعی را روشن کنی، اما ناگهان تمام سایههای تالار برخلاف جهت نور به حرکت درمیآیند! استادان وحشتزده به تو خیره میشوند و جملهای مرموز روی دیوار ظاهر میشود؛ جملهای که فقط تو میتوانی ببینی:«قانون پنجم شکسته شده است!»به «آکادمی عناصر» خوش آمدی؛ مدرسهای اسرارآمیز که در آن آتش، آب، خاک و هوا با قوانین جادویی کنترل میشوند. اما پشت دیوارهای این مدرسه، رازی پنهان شده که حتی قدرتمندترین استادان از آشکارشدنش میترسند.تو در این ماجراجویی فانتزی تعاملی، یک جادوآموز معمولی نیستی! باید طلسمهای تازه را آزمایش کنی، الگوهای پنهان را کشف کنی، فرضیه بسازی و با قدرت مشاهده و تفکر علمی، راز جادوی ممنوعه را پیدا کنی.اما مراقب باش! هر آزمایش ممکن است نتیجهای غیرمنتظره داشته باشد، هر کشف میتواند اعتماد استادان را تغییر دهد و گاهی خطرناکترین دشمن تو، باور اشتباه خودت است.آیا میتوانی رازی را کشف کنی که نسلها پنهان مانده، بدون آنکه فاجعه گذشته را تکرار کنی؟در آکادمی عناصر، قدرتمندترین جادوگر کسی نیست که بزرگترین طلسم را اجرا میکند؛ کسی است که بهتر از همه میفهمد جادو چگونه کار میکند!
سفینه رابین-۹
سفینه رابین-۹ — علمیتخیلی فضایی، STEM و حل مسئلهتصور کن در اعماق فضا پیامی از آینده دریافت کنی؛ با صدای خودت که التماس میکند: «فرود نیا! من این اشتباه را قبلاً کردهام!»چشمهایت را در سفینه پژوهشی رابین-۹ باز میکنی. روبهرویت سیارهای آبی و ناشناخته میدرخشد؛ سیارهای که شاید بزرگترین کشف تاریخ بشر باشد. اما یک مشکل وجود دارد: سفینه در مداری گرفتار شده که در هیچ نقشهای ثبت نشده است!ناگهان پیامی مرموز دریافت میکنی؛ پیامی با صدای خودت که ۱۷ سال پیش از پرتاب سفینه ارسال شده است!آیا واقعاً کسی از آینده با تو حرف میزند؟ یا حقیقتی عجیبتر پشت این پیام پنهان شده است؟تو افسر تحلیل مأموریت هستی و سرنوشت تمام خدمه به هوش و تصمیمهای تو بستگی دارد. باید معماهای علمی را حل کنی، دادههای مشکوک را بررسی کنی، آزمایش طراحی کنی و با استفاده از فیزیک، نجوم، ریاضی و تفکر منطقی پرده از اسرار این سیاره برداری.اما انرژی سفینه محدود است، اکسیژن رو به پایان است و خدمه درباره تصمیم بعدی اختلاف دارند. هر آزمایش هزینهای دارد و حتی هوش مصنوعی سفینه هم ممکن است اشتباه کند!در این ماجراجویی علمیتخیلی تعاملی، تو فقط مسافر فضا نیستی؛ یک کاوشگر واقعی هستی که باید با قدرت علم، ناشناختهها را کشف کند.فقط یادت باشد: در اعماق کیهان، خطرناکترین اشتباه شاید این باشد که چیزی را حقیقت بدانی، فقط چون دوست داری واقعی باشد!
شهر شیشهای
شهر شیشهای — سایبرپانک، سواد دیجیتال و حریم خصوصیتصور کن یک روز از خواب بیدار شوی و بفهمی تمام شهر تو را مجرم میداند؛ فقط به خاطر جرمی که نسخه دیجیتالیات مرتکب شده است!صبح دوشنبه، مثل همیشه به دانشگاه میروی؛ اما دروازه ورودی ناگهان قرمز میشود: «دسترسی شما مسدود شد!»چند ثانیه بعد، ویدیویی از تو در منطقهای ممنوعه منتشر میشود. تصویر کاملاً واقعی به نظر میرسد، اطلاعات مکانی آن تأیید شده و حتی دوستانت به تو مشکوک شدهاند. فقط یک مشکل وجود دارد: تو هرگز آنجا نبودهای!به «شهر شیشهای» خوش آمدی؛ شهری فوقپیشرفته که همهچیز را درباره شهروندانش میداند، اما لزوماً حقیقت را نمیفهمد!حالا باید در یک ماجراجویی سایبرپانکی نفسگیر، هویتت را پس بگیری. ردپاهای دیجیتالی را دنبال کنی، جعلهای هوش مصنوعی را تشخیص بدهی، رازهای یک سامانه عظیم را کشف کنی و تصمیم بگیری به چه کسی اعتماد کنی.اما یک تناقض عجیب وجود دارد: برای اثبات بیگناهیات، شاید مجبور شوی خصوصیترین اطلاعات زندگیات را افشا کنی!در این بازی تعاملی، تصمیمهای تو نهتنها آینده خودت، بلکه امنیت و حریم خصوصی دیگران را هم تغییر میدهند.آیا حاضری برای بازپسگرفتن هویتت، تمام زندگیات را در اختیار سیستمی بگذاری که هویتت را دزدیده است؟در شهر شیشهای، همهچیز دیده میشود؛ جز حقیقت!
هفتاد و دو ساعت
هفتاد و دو ساعت — بقا، مدیریت بحران و تصمیمگیری۶۳ مسافر، یک تونل تاریک، ۴۷ دقیقه تا بستهشدن درِ اضطراری... و تو تنها کسی هستی که همه منتظر تصمیمش هستند!ساعت ۲:۱۲ بامداد، صدای مهیب ترمزها سکوت کوهستان را میشکند. قطار در دل تونلی تاریک متوقف شده، راننده بیهوش است، تلفنها آنتن ندارند و صدای آب لحظهبهلحظه نزدیکتر میشود. بدتر اینکه یک کودک هم ناپدید شده است!تو فقط یک مسافر معمولی هستی؛ نه آموزش نجات دیدهای و نه تجربه فرماندهی داری. اما حالا سرنوشت ۶۳ انسان به تصمیمهایی گره خورده که باید در سختترین شرایط زندگیات بگیری.چه میکنی وقتی برای نجات همه، نه وقت کافی داری، نه اطلاعات کامل و نه آدمهایی که با یکدیگر توافق داشته باشند؟در «هفتاد و دو ساعت»، وارد یک ماجراجویی تعاملی نفسگیر میشوی؛ جایی که باید بحرانها را مدیریت کنی، اعتماد دیگران را به دست بیاوری، منابع محدود را تقسیم کنی و زیر فشار ترس و خستگی تصمیم بگیری. شخصیتها به حرفهایت واکنش نشان میدهند و هر اشتباه میتواند سرنوشت گروه را تغییر دهد.اینجا قرار نیست فقط از یک تونل فرار کنی؛ قرار است کشف کنی وقتی همهچیز از کنترل خارج میشود، آیا میتوانی دیگران را نجات بدهی؟زمان میگذرد، آب بالا میآید و هیچکس قرار نیست بهجای تو تصمیم بگیرد!
پرونده صفر
پرونده صفر — کارآگاهی، معمایی، منطق و سواد رسانهایاگر چشمانت به تو دروغ بگویند، چطور حقیقت را پیدا میکنی؟ساعت ۱۱:۴۷ شب، اعتراف تکاندهنده یک قاضی مشهور روی تمام نمایشگرهای شهر پخش میشود. سه دقیقه بعد، همان قاضی در پخش زنده ظاهر میشود و ادعا میکند همهچیز جعلی است!تو عضو تازهوارد «واحد صفر» هستی؛ گروهی مخفی که پیچیدهترین پروندههای شهر را بررسی میکند. یک پیام ناشناس تو را به ایستگاه متروی متروکهای میکشاند؛ جایی که یک حافظه شکسته، بلیتی یازدهساله و سه شاهد با روایتهای متناقض منتظرت هستند.اما چه کسی دروغ میگوید؟ و آیا کسی که دروغ میگوید، لزوماً مجرم است؟در این بازی کارآگاهی تعاملی، خودت سرنخها را کشف میکنی، شاهدان را بازجویی میکنی، اخبار جعلی را تشخیص میدهی و با قدرت منطق، پرده از رازها برمیداری. هیچ انتخاب آمادهای وجود ندارد؛ سؤالها، تصمیمها و نتیجهگیریهای تو مسیر داستان را تغییر میدهند.یادت باشد: خطرناکترین دروغها، آنهایی هستند که بخشی از حقیقت را در خود پنهان کردهاند.
ماجراجویی در زمانه امام هادی علیه السلام
ماشین زمان روشن است! آیا برای ورود به مخوفترین پایتخت نظامیِ تاریخ و پیوستن به پیچیدهترین شبکهی اطلاعاتی و مخفیِ قرن سوم هجری آمادهاید؟فراموش کنید که تاریخ فقط حفظ کردنِ سالها و نامهاست! این کتابِ تعاملی شما را در یک ماجراجوییِ حماسی و ۴۰ مرحلهای از یک خوانندهی معمولی، به یک «مامورِ مخفی و همسفر» در دل تاریخ تبدیل میکند.صدای قدمهای چکمهپوشانِ عباسی در کوچههای تاریکِ سامرا میپیچد، شمشیرها همیشه آختهاند و نفس کشیدن هم زیر ذرهبینِ حکومت است. اما دقیقاً در قلب همین شهرِ نظامی، یک «شبکهی سایه» در حال فعالیت است...به «شبیهساز جاسوسیِ تاریخی و سازمان وکالت» خوش آمدید! در این سفرِ طولانی و پرخطر، شما در نقش یکی از اعضای شبکهی مخفی امام هادی (ع) وارد عمل میشوید.در این ماجراجوییِ ۴۰ منزله چه چیزی منتظر شماست؟عملیاتهای استتار و قاچاقِ اطلاعات: لباس روغنفروشهای دورهگرد را بپوشید و نامههای رمزنگاریشده را از حلقهی بازرسیِ گارد ویژهی خلیفه عبور دهید! همهچیز کاملاً واقعی و مستند به تاریخ است.نفوذ به دربار وحشت: قدم به کاخِ پر از زرقوبرق و خطرناک متوکل عباسی بگذارید، شاهد شجاعت بینظیر امام در برابر توطئههای ترور، قفس شیرها و ساحران باشید و در دلِ دربار، نفوذیهای شبکه را پیدا کنید.داشبورد امنیت و بقا (Stealth HUD): قرار نیست فقط متن بخوانید! در طول این سفر، با بحرانها و دوراهیهایِ واقعیِ جاسوسی روبرو میشوید. سیستم در لحظه، مهارتِ استتار، قدرتِ تصمیمگیریِ در بحران و زیرکیِ اطلاعاتیِ شما را میسنجد. آیا میتوانید از بازجوییِ فرماندهی نظامیان جان سالم به در ببرید؟جنگ سردِ فکری: در کنار نبردهای مخفی، باید با سلاحِ قلم و کلام (زیارت جامعه کبیره) در برابر فرقههای انحرافی و غُلات بایستید و از افکارِ جامعه دفاع کنید.شنلِ مسافرانِ صحرا را روی دوش بیندازید و رمزهای شبکهی وکالت را به خاطر بسپارید. بزرگترین و پنهانترین نبرد تاریخ در انتظار شماست. مامورِ جوان... آیا شهامتِ پیوستن به شبکهی سایهها را داری؟
ماجراجویی در زمانه پیامبر اسلام
کتاب تعاملی «ماجراجویی در زمان پیامبر اسلام» چشمانتان را ببندید... صدای چکاچک شمشیرها، زوزهی بادِ سوزان صحرا و همهمهی کاروانهای تجاری مکه از فاصلهای نزدیک به گوش میرسد. شما دیگر در قرن بیستویکم نیستید!تاریخ همیشه پشت میزِ کلاس و لابهلای صفحاتِ کتابهای قطور و کسلکننده نیست. چه میشد اگر میتوانستید سوار یک ماشین زمان شوید و ۴۰ منزل پرالتهاب و نفسگیر را شانهبهشانه با یاران پیامبر (ص) زندگی کنید؟در این شبیهسازِ بینظیر تاریخی، شما یک تماشاچیِ ساده نیستید. شما یک «ماجراجو و قهرمان» هستید که باید در دلِ خطرناکترین بحرانهای ۱۴۰۰ سال پیش زنده بماند، استراتژی بچیند و تصمیمات سرنوشتساز بگیرد.در این حماسهی بزرگ چه چیزی منتظر شماست؟سفر در ۴۰ خانِ تاریخ: از رساندنِ پیامهای محرمانه در کوچههای تاریک مکه و فرار شبانه از حلقهی شمشیرزنان قریش، تا ایستادگی در سرمای استخوانسوزِ خندق و نبرد در دژهای نفوذناپذیر خیبر؛ شما همهچیز را با تمام وجود لمس میکنید.مبارزه با بیرحمیِ صحرا: در بیابانهای حجاز، قطرهقطرهی آبِ قمقمهتان حکم طلا را دارد! باید یاد بگیرید چطور ردیابهای خطرناک را گمراه کنید، در محاصرههای طولانی زنده بمانید و از طوفانهای شن عبور کنید.تصمیماتِ مرگ و زندگی: اگر در جنگ احد روی تپه باشید و برقِ غنائم جنگی چشمتان را بگیرد چه میکنید؟ در این سفر، هر انتخابِ شما میتواند مسیر تاریخ را عوض کند.داشبورد هوشمند ماجراجو (HUD): سیستم در لحظه، استقامت روحی، زیرکی، و قدرتِ مدیریت بحرانِ شما را آنالیز میکند و به عملکردتان در برابر خطراتِ قرن هفتم میلادی نمره میدهد.شنلِ صحراییتان را روی دوش بیندازید و بندهای کولهپشتیتان را محکم کنید. زنگولهی شترها به صدا درآمده و کاروان در حال حرکت است. همسفرِ جوان... آیا شهامتِ قدم گذاشتن در این ماجراجوییِ بزرگ را داری؟